فصل اول

تعریف بازی

بازی جنبه های وسیعی را در بر می­گیرد. از این رو، از بازی تعریفهای زیادی داده شده استرا در بر می­گیرد. از این رو، از بازی تعریفهای زیادی داده شده است. در هر تعریف با برجسته نمودن جنبه ای از بازی، دیدگاه خاصی عرضه شده است. در فرهنگ بزرگ وبستر، بازی به صورتهای زیر تعریف شده است: الف) حرکت، جنبش وفعالیت به مثابه حرکت عضلات  ب) آزادی یا محدودیتی برای حرکت یا جنبش ج) فعالیت یا تمرین برای سرگرمی، تفریح یا ورزش عوامل متعددی در بازی تأثیر می­گذارد. عواملی نظیر جنس، هوش ،سن ،محیط . تأثیر جنس جنسیت یکی از عوامل مؤثر در بازی است .

بازی دختر ها با پسرها تفاوت دترد. پسرها بیشتر از بازیهایی لذت می برند که دشوار است ونیاز به فعالیت جسمانی دارد و دخترها اغلب بازیهای آرام وظریف را ترجیح می دهند .شدت خشونت و فعالیت بازی های پسرها بیشتر است. تا قبل از 8 سالگی، معمولأ کودکان اهمیت چندانی به جنس همبازی خود نمی دهند اما در سن 8تا 10سالگی اختلاف بازی بین دو جنس کاملاَ آشکار میگردد و کودکان اکثر اوقات ترجیح می دهند با همجنس خود بازی کنند.به عقیده روانشناسان فرانسوی، بازی در نزد پسران بیشتر وسیله ای برای اثبات خود در برابر دیگران و برای دختران وسیله ای برای بودن با دیگران است. دختران بیشتر از پسران به قواعد واصول بازی وهمچنین به رعایت نظم بازی اهمیت می دهند.

تأثیر هوش   هوش در نحوة بازی و نوع آن ، انتخاب اسبال بازی و استفاده از آن تأثیر گذار است . کودکان تیز هوش سعی میکنند وسایلی انتخاب کنند که بتوانند با انها ابتکار و نوع اوری کنند وقوای ذهنی خود را به کار گیرند. کودکان باهوش تر مدت زمان کمتری را به یک بازی اختصاص می دهند چون خواهان تنوع هستند. کودکان تیز هوش به تواناییهای بیشتر وکودکان کم هوش به دلیل توانایی های کم در گروه پذیرفته نمیشوند و به بازی های انفرادی رو میآورند.

تأثیر سن کودک در هر سنی بازی خاصی را میپسندد. نوزادان بیشتر بازی با دست وپا ی خود را دوست دارند. در مرحلة اول کودکی (تولد تا 3سالگی )بازیهای کودکان بیشتر انفرادی و با هدف شناسایی اندامها و اشیا و چگونگی کاربرد آنها صورت میگیرد.در مرحلة دودم کودکی (7-3 سالگی)کودکان علاوه بر بازی های فردی به بازی های گروهی رو می اورند. وبه نظر پیاژه بازی کودکان در این سن انواع بازی های موازی است .کودکان در دوران نوجوانی دیگر علاقه به بازی های انفرادی ندارند وبیشتر فعالیت های او در گروه است .

با افزایش سن و کاسته شدن اوقات فراغت ،فعالیت هایی انتخاب می شوند که لذت بیشتری را برای کودک فراهم سازد هرچه سن بیشتر میشود انتخاب دقیقتر میشود. تأثیر محیط کودکان در سراسر دنیا بازی میکنند و محیط بر آن تأثیر گذار است. مطالعات نشان می دهد کودکان ژاپنی بیشتر به فعالیت های غیر گروهی و کودکان آمریکایی بیشتر فعالیت های جمعی و گروهی علاقه مند هستند.

فرهنگ هر جامعه بر بازی ان جامعه اثر میگزارد. نه تنها بازی های دو کشور حتی بازی های دو محله هم باهم متفاوت است . بازی کودکان از ارزشهای متعددی برخوردار است. بازی به افزایش قدرت بدنی و پرورش عضلات کمک میکند .همکاری وتشریک مساعی با دیگران را به کودکان می اموزد وجنبة اجتماعی شخصیت کودک را رشد می دهد .

از بازی میتوان همچون وسیله ای برای پرورش اخلاق و اموزش ارزشهای مطلوب اجتماعی سود جست.ارزش آموزشی وتربیتی و همچون ارزش درمانی بازی نیز ارزشهایی مهم اند. میان بازی و کار تفاوت وجدو دارد اما نمی توان فعالیتی را نام برد که مطلق بازی یا کار باشد.          

 

                      فصل دوم

نظریه های مربوط به بازی بازی مدتهاست که افکار و نوشته های برخی دانشمندان علوم رفتار را به خود اختصاص داده است  .اینان کوشیده اند پدیدة بازی را که در انسانها وحیوانات وجود دارد تعریف و تدبیر کنند برخی از دانشمندان نظریه شولبرگ حتی وجود فعالیتی به اسم بازی را انکار می کنند و می گویند حقایقی در زیر بازی پنهان اند که آنها را می توان به اصطلاح محرک و پاسخ به شکل مؤثرتری به کار روند . میشل و میسن نظریه های بازی را در شش طبقه به کار برده اند : 1-       نظریه انرژی اضافی یا مازاد 2-       نظریه تنش زدایی 3-       نظریه پیش تمرین 4-       نظریه تجدید تکامل یا تکرار فعالیت های اجدادی 5-       نظریه تخلیه ای 6-       نظریه بیان خود گیلمور (1966) ، نظریه های معتبر بازی را در دو دسته نظریه های کلاسیک و نظریه های دینامیک گنجانده است . نظریه های کلاسیک بازی، علل بازی کودکان و نظریه های دینامیک محتوای بازی را بیان می کند . گیلمور نظریه های انرژی مازاد ، تنش زدایی و نظریه تجدید تکامل را در معقوله نظریه های کلاسیک جای می دهد و در نظریه دینامیک از نظریه های پیاژه و فروید بحث می کند. یکی از نظریه های کلاسیک در مورد بازی نظریۀ انرژی اضافی یامازاد است. بر اساس این نظریه ، جای تردید وجود ندارد که بدن مقداری انرزی در اختیار دارد که آن را به شکل فعالیت هدف دار (کار) یا اعمال بی هدف (بازی)  به مصرف می رساند. آن گاه که انرژی موجود در بدن بیش از حد لازم برای کار باشد زمان بازی فرامیرسد . در این نظریه محتوای بازی مطرح نیست و هر بازیی را میتوان جایگزین بازی دیگر کرد. نظریه دیگر در زمینه بازی نظریۀ تن آرامی یا تنش زدایی است. طبق این نظریه ،بازی انرژی مصرف شده را بار دیگر تأمین میکند . بدن بعد از فعالیتی خستگی آور گاهی نیاز به فعالیتی تنش زا (بازی) دارد.

بر اساس این نظریۀ زمان بازی هنگامی فرا میرسد که انرژی بدن به حداقل برسد، نه زمانی که انرژی بیش از حد در خود داشته باشد. در این نظریه نیز می توان نوعی بازی را به قصد تأمین انرژی جانشین بازی دیگری کرد. نظریۀ پیش تمرین – مطابق این نظریۀ ، بازی رفتار غریزی است . سرگرم شدن کودک به بازی به طو غریزی وفطری انجام میشود ودر اصل شکلی ابتدایی از رفتار رشد یافته تری است که در اینده  باید انجام دهد. از این رو محتوای بازی را محتوای نوعی فعالیتی تشکیل می دهد که کودک باید در دوران بلوغ و بزرگسالی داشته باشد. در این نظریه فرض براین است که بازی کودک نوعی آماده سازی او برای آینده است .   نظریۀ تکرار تکاملی – طبق این نظریۀ بازی را نمی توان بر اساس فعالیتهایی که بدن انسان باید در آینده داشته باشد بررسی کرد. بلکه باید آن را مرتبط بتا اعمال گذشته قومی دانست .بازی راهی است فطری برای رهانیدن انسان از مهارتهای غریزی و غیر ضروری، یعنی مهارتهایی که از طریق وراثت به او رسیده است . مطابق این نظریه مراحل بازی همان مراحل رشد (نژاد انسان) است که بدویترین مرحله آغاز میشود وبه مرحلۀ نسبتأ اگاهانه میرسد. بازی فرد را از اعمال ابتدایی خود رها وبرای فعالیتهای نو آماده میسازد. نکتۀ جالب این است که فعالیتی به نام بازی در مجموعه ای از نظریه های متضاد شکل میگیرد.بازی هم به کار (انرژی مازاد) میایدو هم برای جبران (کمبود انرژی) مفید است .گاه بیش از تمرین برای عملی آگاهانه است وگاه انسان را از اعمال بدوی درونش رها میسازد. بدین سان مشاهده میشود که هر نظریه ای حاوی جوانبی پذیرفتنی و قابل آزمون است. دقیقترین نظریه های پویادر مورد بازی کودک  ،نظریه های پیاژهو فروید است . نظریۀ پیاژه- به نظر پیاژه رشد هوش انسان  به کمک دو فرایند مربوط به هم یعنی درون سازی وبرون سازی ،صورت میگیرد.در فرایند درون سازی وبرون سازی ،انسان به طور مداوم اطلاعاتی را از جهان خارج میگیرد  و آنچه از گذشته در ذهن خود تنظیم کرده است تطبیق نکند به ااصلاح آنها مبادرت می ورزد .این فرایند  را برون سازی نام نهاده اند .از نظر پیاژه بازی راهی است برای دسترسی به جهان بیرون ولمس آن به گونه ای که با وضع کنونی فرد مطابقت کنمد. با این تعبیر، بازی در رشد هوش کودک نقش حیاتی دارد وتا حدودی حضور آن در رفتار آدمی هموار ه مشهود است. نظریه فروید- فروید بازی را فعالیتی تخیلی می داند . فعالیتی که کودکان را با موقعیتها وشرایط دشوار مواجه می سازد. کودک با موقعیتی خیالی که در بازی دارد به قالب بزرگسالان در اید می آید،به تجربه هایی دست می یابد و از آن راه میتواند در برابر واقعیتها  ایستادگی کند. کودک خود را در بازی با رویدادهای آزاردهنده و نا مطلوب درگیر میکند تا در بازی دشوار موقعیت  خیالی بازی با رنج و دست و پنجه نرم کرده با مشکلات را تجربه کند. این نوع آشنایی تخیلی سبب میشود کودکان از عهدۀآن عناصر عاطفی حیات که بیشتر جنبۀ مثبت دارند نیز برآیند. اگر تئوریهای دینامیک درست شناخته شوند ودر بازی ها به کار گرفته شوند می توان به تأثیر عمیق آن در رشد کودکان پی برد. بدهی است در نظریه فروید مایۀ عاطفی قوی بازی مورد قرار گرفته است ودر نظریه پیاژه به دورنمایۀ شناختی بازی ،توجه بیشتری شده است .           

  فصل سوم

انواع دیدگاها وانواع بازیها دیدگاه اسلام ودانشمندان ایرانی دربارۀ بازی رسول گرامی اسلام (ص)  وجود حالت فعال وجوششش را در طفل خردسال نمایانگر فزونی خرد و اندیشه او در بزرگسالی دانسته و میفرمایند:شیطنت ولجاج وستیزه جیی کودک، در ئوران خردسالی نمایانگر فزونی عقل واندیشه او در بزرگسالی است . همچنین میفرمایند سزاور است که طفل خردسال بازیگوش وپر جنب وجوش باشد .نحوه برخورد پیامبر با کودکان از ظرافت، دقت وروشنی ویژه  ای برخوردار بود. پیامبر اسلام خاک بازی  برای کودکان چراگاه میدانست. حضرت علی (ع)فرمود: کسی که شیفته بازی باشد سعادتمند خواهد شد . امام صادق (ع) هفت سال اول زندگی را موسم بازی اطفال می داند وبه والدین ومربیان توصیه میفرماید :فرزند خود را ازاد بگذارید  تا 7 سالگی. ابن سینا معتقد است که اطفال تا 6سال از تمایلات خود پیروی میکنند و اولیا او را ازاد بگذارند و از چیزی محروم نکنند. جلوگیری از جنب و جوش کودکان باعث افسردگی  وبیماری کودکان میشود. ابن مسکویه ،امام غزالی ، خواجه نصیر طوسی در برنامۀ تربیتی خود جست وخیزو بازی کودکان ،ازادی عمل را برای کودکان را توصیه میکنند. خواجه نصیر طوسی بازی را وسیله ای برای بروز توانایی های کودکان می داند. انواع بازی از دید گاه پیاژه پیاژه با توجه به اهمیت تعادل بین درون سازی و برون سازی کوشید طبقه بندی مناسبی از انواع بازیها عرضه کند. او هر گونه طبقه بندی بر مبنای محتوا یا کنش را رد میکند. و در عوض تلاش میکند بازی را از طریق ساخت تفکر کودک تعبیر نماید. طبقه بندی پیاژه 1- بازی تمرینی،2- بازی نمادین (رمزی)،3-بازی های با قاعده بازیهای تمرینی: نخستین بازیهایی اند که کودکان در مرحلۀ حسی- حرکتی به آنها می پردازا. این بازیها نیاز به تفکر ندارند.هیچ گونه شیوۀ خاصی که جنبۀ تفننی داشته باشد در آنها مشاهده نمی شود وتنها تکرار فعالیتهای اکتسابی است. فعالیتی که قبلاً بر حسب تصادف به منظور سازش با محیط کشف کرده و ازتکرار آن لذت می­برد تا با محیط سازش یابد. این بازی ها را میتوان از بدر تولد تا 18-24ماهگی در کودکان مشاهده کرد. در مرحلۀ تمرینی بازیها جنبه جسمی دارد وعنصر تخیل کمتر در ان وجود دارد. کودک دست وپا وچشمها خود را به کار می اندازد با حرکلات ساده در برابر دیگران واکنش نشان میدهد ، تا جایی که از دیگران تقلید می کند. پیاژه بازیهای تمرینی را وسیله ای برای لذت بردن از حواس می داند. این حرکات تقلیدی مقدمه ای برای انجام اعمال پیچیده تر است .تقلید کودکان مقدمه ای است برای بازیهای مرحله دوم. بازیهای تمرینی شامل چند مرحله اند: 1-کودک با اعضای بدن خود بازی میکند- مثل مکیدن انگشتان وبازی با آنها در حدود 4 ماهگی 2-کودک به اشیا ی محیط توجه میکند - مثل لمس وسایل. دستکاری وسایل برای کودک اهمیت شناختی دارد. واین عمل تا حدود 18ماهگی ادامه دارد. 3-بازی با محتوای اشیا - از 12ماهگی شروع ودر 15ماهگی اوج ودر 19ماهگی از بین میرود. 4-گروه بندی - کودک اشیا یی را که کاربرد و ویژهگی یکسان دارند در کنار هم قرار می دهد. (18-12ماهگی) بازی با محتویات، بازی کپه ای ، بازی ارتباطی وبازی گروه بندی را بازی فضایی نیز می­گویند. بازی های نمادین: این بازیها نیازمند فکرندو بر مقایسۀ ذهنی محسوس و عنصری تصوری دلالت می نمایند. این بازیها همچنین نشان دهنده تجلی وانمود سازی نیز هستند . بازی های نمادین ممکن است فردی یا اجتماعی باشند واغلب مشکل است که فردی یا اجتماعی بودن آنها را تمیز دهیم. کودک کم سن ممکن است کنار کودک دیگر به تنهایی بازی کند. ویا تنها با کودک خیالی خود بازی کند. دورۀ فراوانی این بازی ها در مقطع سنی 18-24ماهگی تا 5-6 سالگی است. بازی نمادین نقطۀ اوج بازیهای کودکانه است. وبیش از شکلهای دیگر بازی در زندگی کودک نقش اساسی ایفا می کند. زیرا کودک همواره ناگزیر است خود را با دنیای اجتماعی بزرگترها که رغبتها وقواعد آن برای او برونی است،وبا جهان مادی که آن را درست درک نمی کند سازگار کند. کارکرد بازی نمادین، درون سازی است که وافعیتها را (من) کودک وفق می دهد. این کارکرد در خدمت فعالیتهای عاطفی و فعالیت های شناختی گام بر می دارد. در بازی نمادین، کشمکشهای عاطفی کودک ظاهر میشود. در مرحلۀ نمادین ، کودک واقعیت اشیا را تغییر میدهد وچیزی را که وجود ندارد باچیز دیگر نمایش می دهد. در این بازیها شیء مورد استفاده نماینده و نما شیء اصلی تلقی میشود. در مرحلۀ بازیهای نمادین می توان دوره های زیر را در کودکان مشاهده کرد: 1-کودک از خودش استفاده میکند. 2-کودک از دیگران استفاده یا آنها را وارد عمل میکند . 3-استفاده از اشیا مشابه به جای اشیای واقعی . 4-همانند سازی خود با دیگران . 5-همانند سازی با اشیا. 6-همانند سازی با حیوانات.                                                                                                          بازی نمادین عموماً تا 6-5 سالگی با فراوانی بیشتر مشاهده میشود ولی تا پایان عمر به صورت جزیی وجود خواهد داشت. کودکان به کمک بازیهای نمادین به تمرین تجربه های زندگی می پردازند وآنها را به شکلهای مختلف آزمایش می کنند.   انواع بازیهای با قاعده: بازیهای با قاعده یکی از اهداف نهایی دو نوع بازی قبلی(تمرینی ونمادین) اند. زیرا بازیهای قبلی سرانجام به بازیهای با قاعده و اجتماعی تحول می یابند. معمولاً بازیهای قاعده دار به آن شکلی که بزرگسالان تعیین می­کنند،ظاهر نمی­شوند. در این بازیها مرجع تقلید کودکان دیگر یا بزرگسالان اند. قواعد بعضی از این بازیها فوق العده دقیق اند و گاهی نسل اندر نسل انتقال پیدا می­کنند. بسیاری از بازیهای تمرینی و حرکتی به آسانی به بازی های رمزی یا نمادین تبدیل میشوند واز سن 2تا4 سالگی است که بازیهای بت قاعده شروع میشود وبه تدریجججای بازیهای دیگر را میگیرند. البته بازیهای تمرینی غالباً ادامه می یابند. آنچه بیشتر پایدار میماند بازی های با قاعده اند که از دوران نوجوانی به صورت پایدار در می آیند. به طور کلی میتوان کفت هر سه بازی های تمرینی، نمادین، باقاعده ممکن است در یکدیگر تأثیر داشته باشند. دیدگاه دکرولی در مورد بازی   دکرولی دانشمند و متخصص آموزش و پرورش، بیش از دیگران بر ارزشهای آموزشی بازی ، تأکید کرده است. بازیهایی که نام برده برای کودکان تدارک دیده است باعث پرورش استعدادهای حسی- حرکتی آنها میشود . وی معتقد است که از طریق بازی کودکان اشیای معمولی و اشنا و تصویرهایی از صحنه های زنده را به جای اشکال انتزاعی هندسی قرار می دهند و در فراگیری آنان تسهیل به عمل می آید . به نظر دکرولی، بازی با جنبه های حسی- حرکتی (به کازر اند اختن حواس وانجان فعالیتهای مختلف)تخیلی (بازیهای تقلیدی) هوشی(بازیهای معمایی) واجتماعی(بازیهای گروهی) از ارزش آموزشی وسازندگی قابل توجهی بر خوردار است. دیدگاه فروبل در زمینۀ بازی   فروبل متخصص تعلیم و تربیت (پدر کودکستان)از جملۀ کسانی است که به نقش و اهمیت بازی در آموزشو سازندگی کودکان توجه زیادی مبذول داشته است مهمترین عقیده او این بود که (کودکان بیش از هر چیزاز بازی های خود مطلب می آموزند).فروبل می گفت بازی جزءمهمی از زندگی کودک است. به نظر او اگر ما رشد کامل وهماهنگ کودک را می خواهیم باید به بازی او اهمیت بدهیم. بازی وسیلۀ مفیدی در جهت آموزش،تعادل،توازن و رشد کودک را فراهم میکند. بازیز بالاترین مرحلۀرشد انسان در این دوره از زندگی است ،زیرا بازی انعکاسی از فعالیتهاد درونی وجلوه ای از (خود فعالی) است. بازی باعث شگوفاییی زندگی کودک خواهد شد. میتوان گفت شروع واقعی آموزشهای پیش دبستانی وآغاز شکلگیری توسعه وتنوع  آن به زمان فروبل تعلق دارد.فروبل با توسل به بازی به عنوان (الگوی آموزشی وبرنامه ریزی درسی) توانست طرح آموزشی خود را براساس بازی بنیان نهد.    دیدگاه ژان شاتو شاتو بازیها را به کنشی، تقلیدی ودلبخواهی تقسیم کرده است. نظر کارل گروس   گروس با پذیرش این ملاک که (بازی عبارت است از یک پیش تمرین عمومی یا تمرین مقدماتی )معتقداست که می توان بازیها را به دو دستۀ اساسی تقسیم کرد الف) بازیهایی که در آنها کنشهای عمومی مطرح اند.   ب) بازیهایی که نشان دهندۀ کنشهای اختصاصی اند. نظر کرا کرا در تقسیم بندی خود بازیها را کنشهای ارثی و کنشهای تقلیدی تکیه می کند. نظر پرز پرز بازیهای کودکان را به سه گروه تقسین میکند: 1-بازیهای منظم: بازیهایی که در آن قواعد اعمال می شود. 2-بازیهای نامنظم: بازیهایی که در آن هیچ نوع قاعده ای نیست وجنبه های تمرینی را میتوان در آن مشاهده کرد. 3-بازیهای مهارتی: در این بازیها مهارت ساختن مطرح است .ودر بهترین حالت جنبۀ سازندگی به خود میگیرند. جنبۀ خلاقیت دارند. مانند ساختن برج آجری نظریه اشترن اشترن برای اولین بار مسئله ساخت بازیها را مطرح می سازد وبازیها را به دو گروه فردی و اجتماعی یا گروهی تقسیم می کند. نظریه شارلوت بوهلر بوهلر بازی کودکان را به 4 گروه تقسیم می کند : الف) بازیهای اصطلاحاً کنشی ب) بازیهای تخیلی ج) بازیهای آفرینشی د) بازیهای اجتماعی نظریه هارلوک  الیزابت هالوک بازیها را به بازی دلخواه و آزاد،بازی نمایشی وبازی سازنده (ساختمانی ،برنامه ریزی شده ) تقسیم میکند .  نظر سکایا به بازیهای ابتکاری منجر سکایا آفریده خود کودکان را بازی های ابتکاری نام گذاشته است. در این بازیها کودکان آنجه را از محیط کوچکتر خود و از فعالیت بزرگان میبیند تقلید میکند . بازیهای ابتکاری بازتابی از زندگی هستند. در آن همه چیز تخیلی به نظر می رسد ولی در این عالم تخیل کودکان واقعیت های زیادی به چشم می خورد. کودکان در بازیهای ابتکاری ،هم بازی نویس،هم صحنه پرداز، هم کارگردان وهم هنر پیشه ،وآرزوهاو احساسات خود را در قالب این بازیها بیان میکند. محتوای بازیهای ابتکاری گوناگون است . زندگی، خانوادگی، کارافراد،مشاغل وحرفه های مختلف وحوادث اجتماعی ممکن است برای آنها جالب باشد. سیاکا میگوید مربی  یا والدین نباید موضوع بازی را به کودکان تحمیل کنند. در این صورت حس ابتکار، نیروی تخیل و استقلال از آنها گرفته شده است . دیدگاه وتقسیم بندی اسپادگ برنارد اسپادگ دو مفهوم آموزشی وغیر آموزشی، ­برای متمایز ساختن بازیها پیشنهاد می­کند. او میگوید :تفاوت این دو بازی را نمیتوان در فعالیتها یا میزان لذتی که کودک می­برد دانست بلکه باید در هدفهای جستجو کرد که مسئولان صاحب نظر بازی قادل می­شوند. آموزش کودک نخستین هدف بازی آموزشی به حساب می آید. جنبۀ سرگرمی کودک نیزدر این بازیها وجود دارد. زیرا اگر بازی رضایت کودک را جلب نکند بازی محسوب نمی­شود .  اسپادگ بازیهی آموزشی را در همه مهدکودک ها و کودکستان ها متداول است در4 عنوان طبقه بندی کرده است: بازیهای دستی، بازیهای بدنی، بازیهای نمایشی، وبازیهای سرگرم کننده. بازیهای دستی: در بازیهای دستی، کودک با انواع وسایل کوچک چون انواع پازل، چوپهای اندازه گیری و میخهای چوبی سروکار دارد. واز این فعالیتها لذت می­برد. استفاده از وسایل آموزشی مونته سوری نمونۀ مناسبی از این بازی ها است. بازیهای بدنی: در بازیهای بدنی ، کوکان اعمال متعددی نظیر دویدن، پریدن،سه چرخه سواری انجام می دهد. در این بازی بیش از بازیهای دستی نیاز به فضا دارد. استفادهداز این بازیها توان جسمی و روابط متقابل اجتماعی آنان رشد یابد. بازی در فضای بسته : بسیاری از بازیها را میتوان در مکان بسته انجام داد. نمونۀ آن بازی با مکعب ها است. این بازی ها حد واسط بازی بدنی و بازی نمایشی است . بازیهای نمایشی: در این بازیها،که خود انگیختگی بسیاری همراه است کودکان به طور فرضی خودشان را در قالب بزرگسالان قرار می­دهند. آنان معمولاً نقشی را برعهده می­گیرند که با آن آشنایی دارند. اما اغلب با به کار گیری نیروی تخیل از واقعیت دور می­شود.کودک نقش فرضی را دیگر کودکان بازی میکند. آغاز این بازیها ازسنین 4الی 5 سالگی است . طبقه بندی پارتن براساس میزان در گیری اجتماعی پارتن رفتارها و بازی های متفاوتی که در دورۀ رشد کودکان میتوان دید نشان دهدۀ پیدایش آگاهی فزاینده ومتناسب با رشد سنی کودک اند . پارتن این رفتارها یا بازی ها را در 6 مرحله مطرح کرده است. 1.بازی یا رفتار زود گذر 2. بازی تنهایی و دور از دیگران 3. رفتار ناظر ( مشاهده فعالیت دیگران بدون شرکت ) 4. بازی موازی 5. بازی مبتنی بر پیوستگی و اشتراک  6. بازی مبتنی بر همکاری یا بازی تکمیلی سازمان یافته. بازی از نظر اجراء بازی از لحاظ چگونگی اجراء به دو نوع تقسیم می شوند :1.باری فردی- 2.بازی گروهی 1.بازی های فردی دربازی های فردی، کودک به تنهایی وبدون دخالت دیگران بازی می­کند. اصولاً بازیهای فردی، به دلیل ویژگی مربوط به خود، به خیال پردازی وقوۀ تخیل احتیاج دارد .گاه کودکان در حین بازی ،رفتار چندین نفر را تقلید می کند واین خود موجب تقویت وگسترش قوۀ تخیل و ذهن کودک می شود 2.بازیهای گروهی بازیهای گروهی بازیهایی هستند که دو یا چند نفر در آن شرکت دارند.بازیهای گروهی،معمولاً دارای قواعد وقوانین خاصی هستند وافراد شرکت کننده نا گیز به رعایت اجرای این قوانین هستند. بازیهای گروهی موجب اجتماعی شدن کودک وکسب مهارت لازم در برخود های اجتماعی میشوند. بازیهای گروهی از سن 3سالگی شروع میشود. در بازیهای گروهی حل تعارضها و تقسینم نقش آگاهی اجتماعی را درمیان کودکان افزایش می دهد.                                         فصل چهارم  اسباب بازیها وخصوصیات آنها اسباب بازی در زندگی کودک نقش مهم موثری دارد. اسباب بازی برای کودکان نوعی غذای روانی است میتوان گفت یکی از نیاز های مهم وجزء اصلی زندگی کودکان است. چنانچه اسباب بازیها بر اساس اصول روانشناسی و هدفهای آموزشی وبا دقت انتخاب شود در زندگی اجتماعی وروانی ودر رشد فکری وتربیتی آنان بسیار موثر خواهد بود. به همین دلیل است که روانشناسان و مربیان مشهوری چون منتسوری، والون،کلاپارد،دوبس ودکتر هوشیار در این تفصیل بحث کرده وبازی و اسباب بازی را در رشد فکری و تربیتی قوای عقلانی کودک موثر است. کودکان به هنگام بازی، مخصوصاً با اسباب بازیهایی که فکری وآموزشی دارد بهتر می توانند به فعالیتهای مختلف ذهنی، حرکتی و روانی بپردازند. از نظر روانشناسی باید دانست که تمایل کودکان به بازی وعلاقۀشدیدآنها به داشتن اسباب بازی یکی از علایم سلامت عقل وکنجکاوی وهوشیاری آنان است. اسباب بازیها باید ویژهگی های خاصی داشته باشد: 1. اسباب بازی باید همواره مناسب سن، علاقۀ ها و درخور تواناییها ذهنی ورشدی کودک باشد.      2.اسباب بازی باید وسیلۀ رشد کودک باشد، او را به حرکت و تفکر ئاراده ومبارزه و تلاش فرا خواند. 3.اسباب بازی باید انگیزه ومحرک مناسب به همراه داشته باشد وبتواند کودک را جلب کند. 4.اسباب بازی باید به پرورش حواس کودک و به ویژه ایجاد و گسترش هماهنگی بین حرکات چشم و حرکات ظریف دست کمک کند. 5.اسباب بازی خوب تصورات کودک را گسترش میبخشد و کنجکاوی وتجسس را در او پرورش می­دهد . 6.از دیگر ویژگیها اسباب بازی مناسب این است که مهارتهای بدنی را در کنار مهارتی ذهنی کودک پرورش می­دهد. 7.اسباب بازی هایی که در اختیار کودک گذاشته میشود باید مطمئن و بی خطر باشند. 8.قبل از خرید اسباب بازی باید عمیقاً به تأثیرات آن درکودک بیاندیشید و اگر اسباب بازی خاصی به نوعی برای خود و دیگران خطر ایجاد می­کند بهتر است به کودک ارائه نشود.           انواع اسباب بازی       اسباب بازیها را بر اساس دامنۀتأثیر آن و موقعیتهایی که برای کودک فراهم می­ آورد به دودستۀمهم تقسیم می­شود 1. سازمان یافته 2. سازمان نیافته اسباب بازیهای سازمان یافته شکل مشخص وازپیش تعیین شده ای دارد و دامنۀ تأثیر آنها محدود است وبه منظور ایجاد موقعیت یادگیری خاص برای کودکان به کار می­روند.  این گونه اسباب بازیها به 6 دسته تقسیم می­شود. 1.اسباب بازیهایی ویژۀ خردسالان 2.اسباب بازیهایی برای جلب توجه کودک 3.اسباب بازیهایی برای ایجاد تحرک در کودک 4.اسباب بازیهایی برای تقویت مهارتهای دست و هماهنگی چشم و انگشتان 5.اسباب بازیهایی براب تقویت قوۀ تمیز و تشخیص 6.اسباب بازیهایی برای تقویت قدرت تکلم وبیان کودک . اسباب بازیهای سازمان نیافته اسباب بازیهایی که در این طبقه قرار می گیرند، شکل از پیش تعیین شده ندارد وکودکان می­توانند از ابتکار و خلاقیت خود استفاده کنند و فعالیتهای نویی انجام می­دهند. این وسایل موقعیتهای یادگیری متفاوتی را برای کودک فراهم می­ آورد و راه را برای ابتکار کودک باز می­­­­ گذارد.ارزش تشخیصی این دسته وسایل بسیار زیاد است، زیرا کودک می­تواند فعالیتهای خود را نا آگاهانه ، فرافکنی کند. نظم وسازمانی کودک به این وسایل می­دهد سرنخهایی به پدران وما دران د یا مربیان می­دهد که بتوانند جنبه های شخصیتی کودک را بهتر شناسایی کنند . وسایل این گروه به سه دستۀ عمده تقسیم می­شود: 1.اسباب بازیهایی ساختنی (ساختمانی) = مکعبها ، لگو 2.وسایل برای بازی بازیهای خلاقه = مداد رنگی وآبرنگ 3. وسایل برای بازیهای تصوری =  عروسک ، خمیر مجسمه ، شن آب                   فصل پنجم   بازی و بازی درمانی   رشد بازی همچون شکلی از درمان به نظر دیل لبو ، اولین مدافع مطالعۀ بازی کودکان به منظور درک و آموزش آنها ( روسو ) بود.روسو بر اهمیت بازی برای درک کودک تأکید و توصیه  می کند که معلم باید ، برای ملحق شدن به بازی شاگردانش ، با ایفای نقش کودک ، معاشرت مناسب برای آنان باشد البته تعاریف روسو درمورد بازی و تفریح های کودکان بیشتر در جهت اهداف تربیتی بوده تا اینکه منطبق بر کاربردهای تحقیقاتی و درمانی امروز بازی می کند . اولین مورد استفادۀ واقعی از بازی در درمان پسری 5 ساله به نام هانس است که فروید در آن به درمان ترس بیمار گونه کودک پرداخت . مشکلات به کارگیری فنون روان کاوی برای کودکان در 30 سال اخیر شاخه ای بسیار تخصصی از روان کاوی رشد یافته است که در آن بیشتر (کودک کاوی) یا تحلیل روانی کودک مورد توجه قرار می گیرد اما با توجه به مشکلات به کارگیری نظریه روان کاوی در مورد کودکان از سوی فروید و نقایصی که دیگران پی به آنها برده بوده اند لزوم تغییر و چگونگی برخورد روان کاوان با کودکان و بزرگ سالان شد. هلموث یکی از روان شناسان در این مورد کار کرده است که بازی در کودک کاوی نقش اساسی به خصوص در درمان  کودکان 7 ساله یا کوچک تر. آنافروید نظریه کلاسیک پدرش را به صورت نظام دیگری از کودک کاوی تکمیل کرد . در سال 1927 ملانی کلین اصول روان شناختی تحلیل روانی کودک را تدوین کرد . روش های آنافر وید و ملانی کلاین    آنافروید از بازی به گونه ای شبیه خواب برای بزرگسالان استفاده کرد او در ورای بازی های تخیلی ، نقاشی و رنگ کردن و دنبال انگیزه های ( ناخودآگاه ) بود در روش وی ( من برتر ) کودک رشد نیافته تلقی می شد . به همین دلیل بر اهمیت رفتار هیجانی موجود در بین کودک وروان کاو تأکید بیشتری می شد از این رو احساس همدلی و برقراری رابطۀ حسنه بر تعبیر و تفسیر محتوای پنهان بازی کودک برای خود او مقدم شمرده می شد . ملانی کلاین معتقد بود که ( من برتر ) کودک تقریباً رشد یافته است و تأکید داشته که لازم است به کودک تعبیر و تفسیر رفتارش بلافاصله گفته شود. زیرا این کار اضطراب ناشی از ( من برتر ) کاملاً رشد نیافته را در کودک کاهش می دهد. بازی درمانی دسترسی مستقیم درمانگر به ناخودآگاه کودک را امکان پذیر می سازد . زیرا فعالیت های خود به خودی در بازی کودکان جانشینی برای تداعی آزاد است. برای این مجموعه بزرگی از اسباب بازی های کوچک به کودک پیشنهاد می شود تا به هر طریقی از آن استفاده کند مشاهده رفتار کودک نشان می دهد مکالمات و فعالیت های وی با اسباب بازی ها مشابه تداعی آزاد برای یک فرد بزرگسال است. گرچه برخی روان کاوان  این موضوع را تأیید نمی کنند.       انشعاب بازی درمانی بر اساس نظریۀ روان کاوی بازی درمانی فعال نوعی از بازی که در آن به کودک تعدادی اسباب بازی انتخاب شده داده می شود و درمانگر خود نیز برای تشویق کودک برای به نمایش درآمدن صحنه های آسیب زای مشخصی ( وارد بازی ) می گردد ، بازی درمانی فعال نامیده می شود. افرادی مانند لویی و سولومون به علت نارسایی شیوه های موجود شکل های از این نوع بازی درمانی را رواج داده اند. در بازی درمانی فعال ، درمانگر تأکید می کند باید رابطه هیجانی بین کودک و درمانگر توجه شود. چنین رابطه ای همچون شاخصی برای تشخیص رابطه کودک با اطرافیان تلقی می گردد. بازی درمانی غیر فعال بازی درمانی غیر فعال همزمان با بازی درمانی فعال رشد یافته است. در درمان غیر فعال درمانگر بازی کودک را محدود نمی سازد بلکه فقط به همراه کودک در اتاق می مانند کودک همیشه اجازه دارد که بازی را رهبری کند. به طور کلی اساس بازی درمانی غیر فعال این است که مهمترین عامل برای تغییر اختلال عاطفی کودک ، درک و قبول اعمال و رفتار و بیان احساسات کودک است و تنها در این صورت است که کودک می تواند احساس اضطراب ، خصومت و ناامنی خود را با شتاب خاص خود از طریق بازی ابراز کند. ارتباط درمانی ارتباط درمانی یا درمان ارتباطی بر اساس نظریات روان درمانی ( اتو رانک ) روانشناس معروف آمریکای پایه ریزی شده است . این روش با روان کاوی تفاوت دارد. تأکید اصلی ان بر نیروی درمانی موجود در (رابطه هیجانی بین در مانگر و بیمار) است. ممکن است در بینشی که با تحلیل تجربیات گذشته و یا یادآوری خاطرات به دست می آید نیرو درمانی مختصری وجود داشته باشد ، اما ارتباط کلامی که کلاً با وضعیت فعلی فرد سرو کاری دارد و هیچ کوششی برای تفسیر و تحلیل تجربیات گذشته او نمی کند ، تأکید اصلی بر عکس العملها و احساسات فعلی او است. بنابراین احتیاجی نیست که از مراجع در مورد تجربیات گذشته وی سئوال شود. از این رو در بر گیرنده شرایطی است که در آن کودک ( آزادی کامل ) داده می شود. به او اجازه داده می شود در حضور درمانگر هر گونه فعالیت و بازی که دوست دارد انجام دهد. درمان غیر مستقیم کارل راجرز موجبات تحلیل رفتن نظریۀ ارتباط درمانی و ظهور شیوه درمان غیر مستقیم را فراهم آورد. امروزه درمان غیر مستقیم شیوه مهمی  برای درک رفتار به شمار می آید. این نظریه هیچ کوششی برای کنترل یا تغیر مفاهیم بیمار نمی کند بلکه می کوشد شرایط درمانی را ایجاد کند که خود بیمار تجربه کرده تا بر اساس آن احتمالاً رفتار او تغییر کند درمانگر او را در انتخاب ماهیت و جهت این تغیر آزاد می گذارد و تأکید دارد که بیمار در درون خود توانایی لازم برای حل مسائل هیجانی مربوط به خود را دارد. در واقع نظریه درمان غیر مستقیم ( بیمار محور ) است.         کاربردهای مختلف بازی درمانی در درمان کودکان بازی کودک ، وسیله ی طبیعی او برای بیان خود است ، موجب برانگیخته شدن افکار ، تجربیات و هیجانات او     می گردد. بازی معنا و ارزش های زیادی برای کودک دارد بازی بخش تفکیک ناپذیر از دنیای کودک است روش او برای ایجاد ارتباط ، وسیله او برای مبادله و آزمایش است و کلاً نوعی شناخت و تسلط بر واقعیت های خارجی محسوب می شود. معمولاً در بازی درمانی کودکان استفاده بیش از یک نوع بازی ضرورت می یابد و کاربرد هریک از بازی ها هم دارای ارزش تشخیصی و هم ارزش درمانی دارد. جهت دادن آگاهانه به فعالیت بازی موجب می گردد که درمان دارای هدف ، معنی و ارزش گردد. کار بردهای بازی در درمان کودک : درک تشخیصی ، برقراری رابطه کاری ، یافتن سازوکارهای دفاعی کودک ، تسهیل بیان کلامی ، تخلیه مطالب ناخودآگاه ، برقراری ارتباط از طریق بازی.. پس از بازی درمانی انفرادی عده ای نیز بازی درمانی گروهی را مطرح کرده اند و کودکانی را که دارای مشکلات تقریباً یکسانی بوده اند از طریق بازی گروهی مداوا کرده اند .                                         فصل ششم نقاشی کودکان نقاشی هماننند خواب و رویا به کودک فرصت می دهد تا اطلاعاتی را که از دنیای بیرون کسب کرده از هم جدا سازد و سپس آنها را دوباره تنظیم کند. در نقاشی هماننند خواب و رویا کودک خود را از ممنوعیت ها رها می سازد در حالتی ناخودآگاه در بارۀ مسائل مشکلات و دلهورهایش صحبت می کند. کلوگ نشان می دهد از نقش کشیدنهای ساده گرفته تا نقاشی های پیچیده کودکان مبنایی بنیادین وجود دارد که در تمام کودکان دنیا یکسان است. پیدایش توانایی نقش نگاری در نزد کودکان طی 5 مرحله اصلی صورت می گیرد که به ترتیب عبارت اند از : اثر یا خط نامشخص – خط مشخص یا اشکال هندسی درهم – طرح یا در کنار هم قرار گرفتن چند شیء – اجتماع چندین شکل مختلف و تصویر نگاری. در فاصله سه تا چهار سالگی کودک سعی می کند تصویر شخصی را بکشد که شامل یک دایره و چند خط افراد آن است کم کم کودک در داخل دایره چشم قرار می دهد در 6 سالگی تصویری که کودک از آدم می کشد یک تصویر کامل است. به گفته گودیناف نقاشی آدمک بیانگر پختگی فکری کودکان است و بسیاری دانشمندان از آن آزمون هوشی ، با در نظر گرفتن تکامل نقاشی از نظر بدن ، لباس و غیره ... استفاده می کند. کودک به کمک نقاشی کشمکش ها و دلهره هایش را آشکار می سازد و جلوه های از شخصیت خود نشان می دهد. خط ، فضا و رنگ ، نمادهای اند که با بررسی آنها در نقاشی کودکان می توان به پاره ای از خصوصیات روانی آنه پی برد. از نقاشی کودکان با موضوع های شکل آدم ، خانه ، درخت ، خورشید ، ماه و حیوانات و نقاشی خانواده برخی از ویژگی های شخصیتی آنها بارز می گردد. تحلیل اینگونه نقاشی ها ارزش تشخیصی دارد و در درمان کودکان دارای مشکل مأثر است. کودکان عقب مانده ذهنی ، کودکان دارای اضطراب و کودکان افسرده دارای احساس تقصیر نیز نقاشی های خاصی می کشند که از طریق این نقاشی ها می توان مشکل آنها را پیدا کرد. برای تفسیر نقاشی هاا باید مراحل خاصی را پپیمود تا تقریباً تفسیر منطبق با وواقعیت از نقاشی به عمل آید. لوکه ، با توسل به مفهوم واقع گرایی ، کوشیده سبک نقاشی کودکان را بیان دارد وی مراحل زیر را در نقاشی معرفی می کند : مرحله واقع گرایی اتفاقی – مرحله واقع گرایی اشتباهی – مرحله واقع گرایی ذهنی – مرحله واقع گرایی بینایی. ویدلوشه با ایرادی که بر تقسیم بندی لوکه وارد می کند ، خود تقسیم بندی دیگری را مطرح می سازد که عبارت اند از : 1. مرحله خط خطی 2. مرحله واقع گرایی کودکانه 3. مرحله واقع گرایی بینایی